در میلاد پیامبر اکرم ص ************
در میلاد پیامبر ص ******
بلبل حق در گلستان وجود
آمد و آمد به عالم هر چه بود
کعبه شد از مقدمش خلد برین
جمله ارکان فلک اندر سجود
مظهر لطف خدا شد جلوه گر
گر نبد این هیچ در عالم نبود
بهر مدح این شه ملک حجاز
جن و انس اندر قیامند و قعود
آدم و نوح و خلیل از لطف او
جملگی در بخشش حی ودود
یوسف اندر چاه کنعان چون فتاد
همرهش نور پیمبر بود و بود
کوه طور و شعلۀ نور و کلیم
آن عصائی که جهانی را ربود
گر نبودش با مسیحا مرحمت
کی ُبدش با مردگان گفت و شنود
طاق کسری سرنگون از هیبتش
گشت نوشروان ز تخت خود فرود
حور و غلمان سر برون از غرفه ها
کرده و گویند هر دم این سرود
بار الها دمبدم رحمت فرست
سوی این مولود مسعودت درود
وحی شد از جانب رب جلیل
خلقت عالم همین منظور بود
گویم اینک از علمدار حسین
در کنار علقمه آمد فرود
گفت ای شاها امانم الامان
رس به فریادم ز لطف خویش زود
شه چنان باز شکاری در رسید
شد پیاده همچو در وقت سجود
گفت ای جان برادر از غمت
پشت من بشکست و رویم شد کبود
دست "رونیزی" به دامان حسین
بوده و میباشد و خواهد که بود
التماس دعا - برای شادی
روح شاعر مرحوم صلوات
اللهم صل علی محمد و آله و ذریّته و عجل فرجهم و فرجنا بهم و احشرنا معهم
ذریّه یعنی = نسل، فرزندان، سُلاله، دودمان، احفاد....